داستان کوتاه
-
موز اکوادور بدون عشق ارزشی ندارد
بعد کلی چرخ زدن در بازار بالاخره یک مغازه پیدا کردم که موز اکوادور داشت؛ یک خوشه برداشتم و نگاهش کردم که یکهو دیدم صدای گُمِه گُمِه شدیدی آمد.
خواندن ادامه » -
کتی که می خواست شلوار باشد
داستان کتی که در سودای شلوار شدن جایگاهش را از دست میدهد.
خواندن ادامه » -
اسب حیوان نجیبی است
یک نفر هم پیدا نشد با ما عکس بگیره
خواندن ادامه » -
علاقه یا مدرک؟ مسئله این است
داستان کسی که عاشق نوشتن بود اما مسیرش به جای دیگری کشیده شد.
خواندن ادامه » -
مسابقهای هیجانانگیز در استادیوم قابلمه
ماجرای دیدن فوتبال و نوشتن دستور آش شله قلمکار
خواندن ادامه »