پهلوی و توهم پادشاهی
پهلوی و توهم پادشاهی
نویسنده: امیرحسین جان احمدی
ماجرا از جایی شروع شد که یک کوتوله سیاسی (شما بخوانید پهلوی) توهم پادشاهی به سرش زد. مثال واضحش همان خیاطی که لباس خیالی برای پادشاه دوخت و بقیه انگشت حیرت گزیدند که چه لباس زیبایی که مبادا حماقتشان واضح و علنی شود.
حاشا که از اول نه لباسی در کار بود و نه پادشاه عقل کل بلکه لختی بود که لباس حماقت به وجودش آزین چند سالی است که عدهای به مانند آن خیاط تاج خیالین برای پهلوی ساختند و بقیه بهبه و چهچه به راه انداختند که اختگی سیاسیشان توی ذوق نزد
البته ماجرا از تلویزیونی شروع شد که امروز برای nامین بار درش تخته شده؛ «من و تو». شروع مستندهای سیاسی گزیده با کیفیت و دست اول و دوربین کلوز یک طرفه از شخص اعلیحضرت، تصاویر کافه، کاباره و دیسکو و دانسینگ و قمارخانه و مولن روژ و کوچینی و رادیو سیتی باعث شد کسی فکر نکند اگر مملکت گل و بلبل بود چرا مردم از سال ۳۲ علیه حکومت بودند، چرا دهان فرخی یزدی دوخته شد، میرزاده عشقی را چه کسی کشت خروار خروار آمپول هوا بر تن چند انسان بیگناه فرو رفت، در ۳۲ و ۴۲ و ۵۷ چرا هزاران تن کشته شدند و زندانی سیاسی.
حجم انبوه فیلمهای موج نو مانند کندو، گوزنها، گاو، دایره مینا، خاک، سفر سنگ، آرامش در حضور دیگران، نفرین، اسرار گنج دره جنی، خشت و آینه، بلوچ، رضا موتوری، دایی جان ناپلئون و …برای چه ساخته شد و اصلا چه چیز را نقد میکرد. مگر نه اینکه سینما و هنر تبلور همان جامعه است. ساعدی و گلشیری و جلال و هدایت و شاملو و نیما و فروغ چه بر سرشان آمد؟
اما نان در این بود که به جای این پرسشها و چراییها کار را ساده کنیم بگوییم هر چه کرد آخوند کرد. سوال اینجاست امیرکبیر را هم آخوند کشت؟ قائم و مقام و مصدق را چه؟ چرا عادت کردهایم همیشه در طول این تاریخ دنبال یک مقصر بیرون و خارج از خودمان بگردیم.
پهلوی و توهم پادشاهی
خاطرم هست چند سال پیش کتابی به دستم رسید به نام جامعهشناسی نخبهکشی در باب جامعهای که خود نخبگانش را سلاخی میکند و سپس بر سر قبرش زار میزند.
القصه به جای این پرسشها عدهای صرف را باز در این دیدند که در مقابل تخم دوزرده آن خاندان فخیمه رضا پهلوی تمامی سر تعظیم فرود بیاورند و عذر تقصیر که: اعلیحضرتا ببخش ما را که نسبت به پدرت کم لطفی و به زمان سادهتر نمک نشناسی کردیم اعلیحضرتا برگرد و خاک این کهنه بوم سیاه چهره و سیاه بخت را به قدوم همایونیات منور گردان، اصلا به جهنم که چه بر سر ما میآید سلطان به سلامت بادا هرچه باشد جز جمهوری اسلامی.
بگذار دونالد ترامپ دیوانه بیاید بمب بریزد روی هزاران سر و تن پاک. بگذار مملکت ویرانه شود فقط آخوند نباشد. بگذار تمام زیرساختها را بیبی جان بزند تو میآیی از اولش هم بهتر میسازی. اصلا به جهنم که بمب بر سر کودکان میناب ریخته شد آنها هم از تخمه ترکه همین آخوندها و سپاهیها هستند. اصلا کار کار خودشان است انگلیس مارا بیچاره کرده و به قول دایی جان کار کار انگلیسیهاست.
حالا باز هم همان عده در دوران پسا جنگ در حالی که نه تاجی به سر پادشاه خیالین رفت و نه کسی برگشت غر میزنند که گرانی است، بیچاره شدیم، پول نداریم، از کار بیکار شدیم، نتمان چه میشود و هزار لاطائلات دیگر بدون اینکه ذرهای به این فکر کنند که مسبب که بود آیا این راه درست بود، اعتراض درست بود یا اغتشاش، درختی را هرس کردن درست بود یا آن را از ریشه برانداختن.
حال دود همه اینها به چشم چه کسی رفت جز ما ما مردم جز بدنه متوسط اجتماع، جز قشر ضعیف؟
باز شما باز هم گردن نمیگیرید چونان خیاط که او هم گردن نگرفت که پارچهاش خیالی است چون پادشاه که لختی و عورتاش را زینت میدانست و چونان افراد شهر خیال زده بود.
پایان
بخش «نثر طنز» قلمه را دنبال کنید
