بازار
-
نثر طنز
شین، میم، ر
برادر موتوری کاپشنش را کند و قمه را از پشتش در آورد! پدر کتش را کند و تسبیحش را از جیبش در آورد!
خواندن ادامه »
برادر موتوری کاپشنش را کند و قمه را از پشتش در آورد! پدر کتش را کند و تسبیحش را از جیبش در آورد!
خواندن ادامه »