مجله قلمه
در این دسته بهترین مطالب کاربران با نمرات بالا جمع آوری شده است.
-
شین، میم، ر
برادر موتوری کاپشنش را کند و قمه را از پشتش در آورد! پدر کتش را کند و تسبیحش را از جیبش در آورد!
خواندن ادامه » -
مادربزرگ مادرم شوهر ندارد
مادر بزرگ مادرم شوهر ندارد
خواندن ادامه » -
کوچه کوکب حنانه
آتقی هنوز طعم نان خامهایهای مادام را زیر زبانش احساس میکرد، که عین پُف پشمک در دهانش آب میشدند!
خواندن ادامه » -
یه حلقه طلایی: مشاوره ازدواج با ما
سالهاست منتظر مردی هستم که با اسب سفید بیاید و مرا خوشبخت کند، اما هنوز نیامده. چه کار باید بکنم؟
خواندن ادامه » -
دود از کُنده بلند میشه!
پیروزی یکی جدید آوردن قبرستون، اسمش نَمنَه ارشیا، بهش میگم چند سالته جوجه؟ میگه: یوهان شش آگوست این ایران اُردیبیهیشت تیری ایگز!
خواندن ادامه »