تیتر یکنثر طنز

ماه مهر و خوشحالی زودگذر مادران

ماه مهر و خوشحالی زودگذر مادران

نویسنده: پونه غلامی

تابستان از میان‌مان رخت بربست. بدون مراسم تودیع، بدون بدرقه، بدون آش پشت‌­پا و حتی بدون قطره‌­ای آب پشت سرش.

آخر نه آبی برای وداع داشتیم، نه دلی که برای روزهای بی‌برقی لک بزند. پادشاه ناترازی انرژی استعفا داد، آن هم داوطلبانه!

عجیب است کسی خودش از پشت میز بلند شود و صندلی مدیریتی‌­اش را به کس دیگری بدهد. اما خدا را شکر این‌بار مادر طبیعت دست به کار شد و تابستان را روانه کرد تا بیش از این مصیبت به بار نیاورده است.

اما چه کسی را جایش نشاند؟ پاییز، پادشاه سینه‌­سوخته فصل­‌ها با نفسی گرفته و رنگی پریده و خزانی رنگارنگ.

تازه از راه رسیده و پر زرق و برق با شعارهای جذاب باد و باران فراوان. هرچند که می‌دانیم شعارها فقط زیبا هستند و عمل کردن به آنها راه طولانی در پی دارد.

به هر حال فصلی است تازه به دوران رسیده و نمی­‌توانیم انتظار داشته باشیم خودش را گم نکند و سر حرف­‌هایش بماند. هزاران مسئله پیش‌­بینی نشده دارد که حتی کارشناسان آب و هوا را هم شگفت­‌زده می‌کند.

ماه مهر

اول مهر، روز اول پاییز بود، صبح علی الطلوع (البته منظورم همان ۷-۷:۳۰ است) برای دیدار روی ماه مهربان از خانه بیرون زدم.

اما آنچه بیش از آمدن پاییز به چشم می­‌آمد، چشمان خواب­‌آلوده و چهره‌­های کسل دانش‌­آموزانی بود که پس از سه ماه بخور و بخواب و تا لنگ ظهر خوابیدن، به زور جامه عمل به تن کرده و به طلب دانش پای در راه مدرسه گذاشته بودند.

اما چه بگویم از دل تنگ مادران همراه‌شان، چنان ذوق­‌زده روی ابرها راه می­‌رفتند و کودکان را می­‌کشیدند که گویی پادشاه فصل‌­ها را خودشان بر تخت نشانده بودند.

اشک‌هایشان نه از سر دلتنگی و غم، که از سر شوق فراوان بر گونه جاری بود. به همین خاطر لازم دانستم این روز را به همه شیرزنان عرصه علم و دانش تبریک بگویم.

اما بدانید و آگاه باشید که این نیز بگذرد و این شادی از هر شادی زودگذری زودگذرتر است، چرا که کمیته اضطرار از چند روز قبل دست به کار شده تا هر دری به تخته بخورد مدارس را به تعطیلی بکشاند. حتی اگر محصلان کمی بیشتر خمیازه بکشند دکمه تعطیلی مدارس را فشار خواهند داد.

من اگر جای مسئولان بودم به دنبال اختراعی می­‌گشتم تا این روزهای هم ترازی انرژی، دمای مطلوب و شادی مادران سرزمینمان را که مادر زمین به ارمغان آورده، فریز کنم و هر بار که به بحرانی خوردم به جای تعطیل کردن مدارس، یک بسته از آن را ظاهر می­‌کردم.

این­طوری خیلی هم بهتر است. به کمیته اضطرار هم می­‌گوییم برود واقعا در اضطرارها قد علم کند. نه که تا شاخص هوا بالا رود، ابری بیاید، بادی بوزد، بارانی بیاید و یا خدای ناکرده برف بیاید و ترازمان را به هم بریزد و مدارس را تخته کند.

اما اگر شما هم شاهد بودید چقدر مادران از بازگشایی مدارس خوشحال‌اند، دلتان نمی‌­آمد حتی لحظه‌­ای به ذهنتان تعطیلی مدرسه‌­ها خطور کند.

این­‌ها بهشت زیر پایشان است. پس فردای قیامت سر پل صراط یقه‌­تان را می‌­چسبند از ما گفتن بود. حداقل چند تن از این مادران رها شده از بند را در کمیته­‌تان جای دهید تا بعدا شفاعت‌تان کنند و یا شاید دکمه تعطیلی مدارس را از کار بیندازند.

به هر حال تا پادشاه فصل­‌ها از نفس نیفتاده از آن لذت ببریم شاید زودتر از موعد استعفا داد.

پایان

بخش «نثر طنز» قلمه را دنبال کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت توسط reCAPTCHA محافظت می‌شود.

دکمه بازگشت به بالا