مروری بر روز اول رویداد قلمه ویژه استان کرمان
مروری بر روز اول رویداد قلمه ویژه استان کرمان
نخستین روز سیزدهمین رویداد ملی طنز «قلمه» با برگزاری کارگاه «گسترش موقعیت طنز» به تدریس داوود امیریان آغاز شد؛ کارگاهی که او در همان ابتدا با یادی از استاد محمدعلی علومی و تأکید بر جایگاه او در طنزنویسی معاصر فضای جلسه را رنگی از احترام و نوستالژی بخشید.
به گزارش روابط عمومی دفتر طنز حوزه هنری، امیریان گفت نسل امروز طنزنویسان «بسیار وامدار نگاه خلاق، پژوهشها و منش ادبی علومی» است.
امیریان سپس با بیان مثالهایی زنده و طنزآلود نشان داد که چگونه یک وضعیت ساده میتواند با جابهجایی زاویه دید، تبدیل به موقعیتی کمیک و اثرگذار شود.
بخش مهمی از کارگاه به اهمیت مطالعه برای موقعیتسازی اختصاص داشت. امیریان مطالعه مجموعه «آبنبات» را از ضروریات طنزنویسی دانست.
استاد کارگاه در ادامه رمانهایی را مثال زد که با شخصیتپردازی موفق خود، مسیر نوجوانی تا ازدواج را در قالبی طنزآلود روایت کردهاند.
او با تأکید بر اهمیت نگاه تصویری در طنزنویسی گفت: «طنزنویس باید مثل نقاش نگاه کند؛ زاویه دید، نور، رنگ و عمق صحنه همانقدر که در نقاشی مهم است، در خلق موقعیت طنز نیز حیاتی است.»
کارگاه «گسترش موقعیت طنز» با تدریس پرانرژی امیریان، آغاز انگیزهبخش و خلاقی برای روز نخست قلمه سیزدهم بود و شرکتکنندگان از همان ابتدا با فضای جدی اما شیرین یادگیری همراه شدند.
رویداد قلمه ویژه استان کرمان
راز زاده شدن شعر طنز از زاویه نگاه
دومین کارگاه روز اول رویداد «قلمه» با عنوان «چگونه شعر متولد میشود» با تدریس استاد اسماعیل امینی برگزار شد؛ جلسهای پربار که در آن شاعر و طنزپرداز باسابقه، با مثالهای جذاب و تحلیلهای شیوا، مسیر شکلگیری شعر طنز را برای حاضران روشن کرد.
امینی در ابتدای جلسه تأکید کرد که طنز الزاماً از «امر عجیب» آغاز نمیشود: «گاهی یک جمله ساده مثل امروز مدرسه تعطیل است، میتواند مبدا یک شعر طنز باشد. مهم، زاویه نگاه است؛ اینکه بتوانیم از دل اتفاقهای معمولی، موقعیتی متفاوت بسازیم.»
استاد امینی بخش مهمی از کارگاه را به درک اشتباه مخاطبان از لحن طنز در شعر کلاسیک اختصاص داد.
او با اشاره به چند بیت مشهور از سعدی یادآوری کرد که گاهی بزرگان، لحن طنز را تشخیص ندادهاند و برداشتهای جدی و اخلاقی از ابیاتی داشتهاند که اساساً هجو رفتار سلطان بوده است.
امینی با مثالهایی از «خلافرأی سلطان رأی جستن…» و تعبیراتی که سعدی در ظاهر با تواضع و در عمق با تمسخر بیان میکند، نشان داد که شاعر چگونه از لحن ظریف، رندی و خلافآمد برای آفرینش طنز بهره میگیرد.
او گفت: «سعدی دارد حماقت سلطان را دست میاندازد اما بعضی شارحان، از این شعرها درس اخلاق استخراج کردهاند!»
امینی تأکید کرد: «طنز، زبانِ ثانویه است. زبان اولیه همان است که همه میفهمند و همان را هم مینویسند. اما طنزنویس باید یک پله دورتر بایستد و از جایی به موضوع نگاه کند که دیگران به ذهنشان نمیرسد.»
او نمونهای از مجله «گلآقا» را نقل کرد که در سالگرد مشروطه از طنزنویسان خواسته بودند متنی درباره مشروطه بنویسند؛ یکی نوشته بود: «اعترافات یکی از اسبهای دربار پس از بازگشت سلطنت!» نمونهای که نشان میداد طنز چگونه با تغییر زاویه دید جان میگیرد.
استاد امینی توضیح داد که شعر طنز «یک جور» آغاز نمیشود؛ همانطور که بدبختیها یک جور شروع نمیشوند!
گاهی از یک تجربه شخصی، گاهی از یک خاطره ساده، گاهی از یک جمله روزمره و گاهی حتی از یک نام بانمک.
او سپس با همکاری شرکتکنندگان، چند مثال را بسط داد و نشان داد که چگونه یک جمله ساده میتواند دهها مسیر متفاوت برای خلق شعر طنز باز کند.
امینی در پایان یادآور شد: «اگر بخواهیم طنز بنویسیم، باید به همه احتمالات فکر کنیم؛ از نزدیکترین تا دورترین. از دانشجو تا کارمند، از راننده تا گربه دانشگاه، از مدیر تا مرغ سلف! طنز یعنی دیدن چیزی که دیگران نمیبینند.»
ابزار ایدهپردازی در طنز تصویری؛ از نمادها تا نبض جامعه
کارگاه «ایده طنز تا اجرای کاریکاتور» در جریان رویداد «قلمه» با تدریس محمود نظری، کاریکاتوریست باسابقه و برگزیده چندین جشنواره بینالمللی، برگزار شد.
نظری در این نشست، درباره قدرت رسانهای کاریکاتور، نقش ادبیات در ایدهپردازی و اهمیت نگاه منتقدانه در خلق آثار طنز تصویری سخن گفت.
او در ابتدای جلسه با اشاره به تأثیرگذاری بیبدیل کاریکاتور در جهان معاصر گفت: «کاریکاتور میتواند جهان را تکان بدهد؛ قدرتی که گاهی حتی سیاستمداران بزرگ را وادار به واکنش میکند.»
نظری به نمونههایی تاریخی اشاره کرد که در آنها آثار هنرمندان، حساسیتهای بینالمللی ایجاد کرده و حتی باعث درخواست رسمی رؤسای جمهور برخی کشورها برای عدم مشارکت هنرمندان در جشنوارهها شده است.
در ادامه، او با ذکر نمونههایی از آثار ناجی علی، کاریکاتوریست فلسطینی، تأکید کرد که چگونه یک شخصیت نمادین میتواند سالها پیام مقاومت را زنده نگه دارد.
نظری گفت: «کارهای ناجی علی آنقدر تأثیرگذار بود که در سال ۱۹۸۷ نامش در صدر فهرست ترور قرار گرفت؛ این یعنی کاریکاتور میتواند از یک سلاح واقعی هم خطرناکتر باشد.»
یکی از محورهای اصلی سخنان او، زبان بینالمللی کاریکاتور بود. نظری توضیح داد: «کاریکاتور نیازی به ترجمه ندارد. پیام را در کوتاهترین زمان و از نزدیکترین مسیر -چشم- به مخاطب میرساند. همین ویژگی، آن را نسبت به بسیاری از شاخههای طنز برتر و سریعتر میکند.»
او سپس اهمیت شناخت ادبیات، داستانها، افسانهها و نمادها را برای کاریکاتوریستها بیان کرد: «ما در کاریکاتور با نماد صحبت میکنیم. شما وقتی دروغگویی را تصویر کنید، ذهن ناخودآگاه به سراغ پینوکیو میرود. این قدرت ادبیات است که کاریکاتور را معناپذیرتر میکند.»
نظری افزود که بسیاری از آثار ماندگار کاریکاتوریستهای جهان بر اساس داستانها، روایتهای مذهبی، و رخدادهای تاریخی ساخته شدهاند.
او همچنین از اهمیت شناخت اولیه هنرهای تجسمی —طراحی، رنگ، ترکیببندی و نمادشناسی— سخن گفت و هشدار داد که امروز، بهخاطر رواج تصویرسازیهای سطحی و خروجیهای هوش مصنوعی، نگاه عمومی به کاریکاتور دچار سوءتفاهم شده است. «کاریکاتوریست یک فیلسوف است؛ او باید نقد را بفهمد، تحلیل کند و لایههای پنهان واقعیت را تصویر کند.
او با مثالهایی از تورم، سیاست، فرهنگ و مسائل اجتماعی، توضیح داد که کاریکاتوریست واقعی باید میان اخبار زندگی کند و ریشه هر اتفاق را جستوجو کند.
در پایان، محمود نظری بر ضرورت مطالعه مستمر، آشنایی با وقایع روز و تسلط بر نمادها و ادبیات تأکید کرد و گفت: «ایده خوب بدون شناخت، تجربه و تحلیل شکل نمیگیرد. کاریکاتور، هنرِ نگاهِ دقیق است.»
ذهن شوخطبع، عضلهای است که باید تمرینش داد
آخرین کارگاه روز نخست رویداد «قلمه» با عنوان «خلق شوخی» با تدریس محسن فراهانی برگزار شد. در این جلسه، فراهانی درباره سازوکار ذهنی شوخطبعی و تکنیکهای پرورش آن برای مخاطبان توضیح داد.
فراهانی در ابتدای کارگاه با اشاره به اینکه برخی افراد در جمعها بهطور طبیعی شوخیهای بامزه مطرح میکنند، گفت: «سالهاست ذهن این افراد در لحظه تلاش میکند ببیند چه اتفاق غیرعادی میتواند باعث خنده شود. شوخطبعی توضیحدادنی نیست اما تمرینکردنی است.»
او با بیان اینکه خنده معمولاً نتیجه مواجهه با «امر غیرطبیعی» است، افزود: «هر اتفاق غیرعادی، غیرمنطقی یا غیرمنتظره -به شرط تلخ یا آزاردهنده نبودن- میتواند بامزه شود. ما در این کارگاه تلاش میکنیم ذهن هنرجو را به سمت دیدن این تفاوتها هدایت کنیم.»
فراهانی سپس به تکنیکهای ساخت شوخی اشاره کرد و گفت: «برای خلق یک شوخی میتوانیم از ابزارهایی مثل تضاد، تکرار، اغراق یا تناقض استفاده کنیم. شوخطبعی یعنی توانایی دیدن دنیا از زاویهای وارونه و متفاوت و سپس جرأت ارائه آن را داشتن.»
وی با تشبیه ذهن به عضلهای که نیاز به تمرین دارد، افزود: «شوخیسازی مثل بدنسازی است. ذهن با تمرینهای مداوم قویتر میشود.
کسی که شوخطبع است هزار بار فکر کرده چه اتفاقی میتواند خندهدار باشد تا بالاخره بار هزار و یکم به نتیجه رسیده است.»
در ادامه، مدرس کارگاه با تأکید بر اهمیت تمرین ذهنی، گفت: «بسیاری از هنرجویان بعد از کلاس تمرین ذهنی را رها میکنند؛ برای همین تمرینها را در قالب بازی طراحی کردهایم تا همینجا وادارشان کنیم که فکر کنند چه بپرسند یا چه پاسخی بدهند که بامزه باشد.»
در بخش عملی، چندین بازی گروهی اجرا شد. فراهانی درباره این بخش افزود: «این بازیها ذهن هنرجو را مجبور میکند سریع واکنش خلاقانه نشان دهد.
از نقشآفرینی دندانپزشک گرفته تا موقعیتهای خیالی مثل دزد طلافروشی یا فروشنده آبهویج؛ هدف این است که ذهن در لحظه شوخی را بسازد.»
وی با اشاره به مشارکت فعال هنرجویان، گفت: «چه کسانی که روی صحنه آمدند و چه کسانی که در جای خود بودند، تلاش کردند در قالب سؤال یا جواب کوتاه، یک موقعیت خندهدار خلق کنند. این دقیقاً همان تمرینی است که میخواهیم در روزمره هم ادامه پیدا کند.»
فراهانی در پایان افزود: «فکرکردن به اینکه چه اتفاقی میتواند بامزه باشد هیچ هزینهای ندارد. اما تکرار همین فکرکردن، ذهن را برای لحظههای واقعی آماده و قوی میکند.»
پایان
اخبار «قلمه کرمان» را دنبال کنید


























