داغ ترین‌ها

برگزاری پنج کارگاه در روز دوم دوازدهمین رویداد ملی آموزشی قلمه

برگزاری پنج کارگاه در روز دوم دوازدهمین رویداد ملی آموزشی قلمه

به گزارش روابط عمومی دفتر طنز حوزه هنری، در نخستین کارگاه روز دوم از دوازدهمین رویداد ملی آموزشی طنز «قلمه» در شاهرود، دکتر اسماعیل امینی، شاعر، طنزپرداز و استاد دانشگاه، در فضایی پرنشاط و گفت‌وگومحور، درباره‌ی خاستگاه شعر طنز و سازوکار شکل‌گیری آن سخن گفت؛ کارگاهی که پرسش‌های پیاپی هنرجویان، فضای آن را به یک گفت‌وگوی زنده و پُر از اندیشه تبدیل کرده بود.

شاعری، مهارتی تمرین‌پذیر

امینی در آغاز سخنان خود با لبخند گفت: «شاعر بودن موهبت آسمانی نیست؛ مهارتی است که با تمرین به‌دست می‌آید.»

او با اشاره به باور عمومی درباره‌ی «ذاتی بودن شاعری» توضیح داد: هیچ‌کس بی‌تمرین نمی‌تواند شاعر شود، همان‌طور که هیچ‌کس بدون تمرین نمی‌تواند نوازنده شود.

به گفته‌ی او، افسانه‌ی «شاعر مادرزاد» قرن‌هاست ذهن ایرانی را مشغول کرده، در حالی که شعر نیز مانند هر هنر دیگری نیازمند ممارست، مطالعه و صیقل مداوم زبان است.

طنز، ابزار اصلاح اجتماعی نیست

در بخش دیگری از جلسه، یکی از حاضران از نقش اجتماعی طنز پرسید. امینی در پاسخ تأکید کرد: «طنز می‌تواند مسائل اجتماعی را بازتاب دهد، اما اصلاح جامعه از مسیر طنز به‌تنهایی ممکن نیست. هیچ مشکلی با یک شعر به وجود نیامده که بخواهد با شعر حل شود.»

او توضیح داد که اصلاحات اجتماعی فرایندی پیچیده است و ادبیات، تنها یکی از صداهای آن به شمار می‌آید، نه موتور محرک اصلی‌اش.

ریشه‌های کهن طنز در زبان فارسی

یکی دیگر از نکات محوری کارگاه، نقد این باور رایج بود که طنز در زبان فارسی پدیده‌ای مدرن و برگرفته از غرب است.

استاد گفت: «این تصور غلط است. طنز در متون کهن ما حضور دارد؛ از آثار عرفانی گرفته تا متون کلاسیک. کافی است نگاهی به آثار مولوی، عبید زاکانی یا حتی متون عرفانی بیندازیم تا ببینیم نگاه طنزآمیز در جان زبان فارسی ریشه دارد.»

او افزود که پژوهشگرانی چون دکتر شفیعی و خرمشاهی نیز درباره‌ی طنز در متون قدیم تحقیق کرده‌ و نشان داده‌اند که این گونه‌ی ادبی، زاده‌ی روزگار مطبوعات نیست، بلکه میراثی دیرینه از نثر و نظم فارسی است.

تفاوت زبان شعر با زبان معمولی

او سپس درباره‌ی «زبان ثانوی شعر» توضیح داد و گفت: «زبان شعر از طبقه‌ی دیگری از زبان استفاده می‌کند. در زبان روزمره، وقتی می‌گوییم «نمک نریز»، مقصود همان عمل فیزیکی است. اما وقتی کسی می‌گوید «دستم نمک ندارد»، دیگر نه از دست حرف می‌زند نه از نمک؛ بلکه از قدرناشناسی حرف می‌زند. این یعنی شعر از دلالت ثانوی زبان بهره می‌برد.»

در پاسخ به پرسش یکی از حاضران درباره‌ی «چگونه شعر با همین زبان متفاوت معنا می‌گیرد»، امینی گفت: «شعر از رابطه‌ی تازه میان واژه و معنا ساخته می‌شود. همین است که باعث می‌شود شعر بارها خوانده شود و کهنه نشود.»

طنز و منطق شاعرانه

در بخش پایانی کارگاه، بحث به شعر طنز رسید. استاد توضیح داد که هر متن موزون، الزاماً شعر نیست؛ همان‌طور که هر جمله‌ی خنده‌دار، الزاماً طنز نیست.

او گفت: «شعر طنز زمانی معنا پیدا می‌کند که منطق شاعرانه در آن جاری باشد. شوخیِ صرف، طنز نیست؛ بلکه باید در لایه‌های تخیل و زبان ثانوی معنا پیدا کند.»

در پایان کلاس، یکی از شرکت‌کنندگان پرسید: «اگر شعر طنز تا این اندازه به زبان شاعرانه وابسته است، چه تفاوتی میان نظم خنده‌دار و شعر طنز وجود دارد؟»

امینی پاسخ داد: «تفاوت در نگاه است. نظم، روایت بیرونی است اما طنز، نگاهی از درون است به تناقض‌های جهان.»
این کارگاه نشستی بود که نه‌فقط درباره‌ی «چگونه سرودن طنز» بلکه درباره‌ی «چگونه اندیشیدن شاعرانه» بود. این کارگاه پر از مثال‌های جذاب و تاثیرگذار است.

دوازدهمین رویداد ملی آموزشی قلمه

موقعیت‌هایی که خنده می‌سازند، درسی برای ذهن‌های خلاق

در کارگاه مهرداد صدقی در دوازدهمین رویداد ملی آموزشی طنز «قلمه»، شرکت‌کنندگان نه فقط شنونده‌ی یک درس طنز، بلکه هم‌سفرِ نویسنده‌ای بودند که می‌خواست «راز ساختن موقعیت خنده‌دار» را با آن‌ها قسمت کند.

صدقی از همان آغاز نگاهش را روشن کرد: «من شما را همکاران آینده‌ام می‌دانم؛ کسانی که قرار است داستان‌های طنز فردا را بنویسند.»

بعد مثال‌های پی‌درپی زد و گفت طنز، با یک جمله‌ی بامزه یا شوخی لحظه‌ای ساخته نمی‌شود؛ طنز یعنی موقعیت، جایی که آدم‌ها در جای نادرست، زمان نادرست یا نقش نادرست قرار می‌گیرند و از همین ناهماهنگی، خنده زاده می‌شود.

او سریال‌هایی چون مرد هزارچهره را مثال زد؛ جایی که آدم معمولی ناگهان جراح می‌شود، یا کارمندی ساده به اشتباه نابغه معرفی می‌شود. به‌گفته‌ی او، «هر جا جایگاه‌ها جابه‌جا شود، موقعیت طنز شکل می‌گیرد.»

صدقی میان توضیحاتش بارها از حاضران خواست خاطرات خنده‌دار خود را بازگو کنند اما نه از نوع «یکی زمین خورد، همه خندیدند»؛ بلکه از نوعی که در دلش موقعیت باشد، تضاد باشد، و کمی هم غافلگیری.

او به طنزنویسان جوان هشدار داد که «طنز بی‌ساختار» فقط شوخی گذراست و دوام نمی‌آورد. همان‌طور که نقاش پیش از خلق اثر، استخوان‌بندی بدن را می‌شناسد، طناز هم باید اسکلت موقعیت را درک کند.

از تیمارستان تا تضاد نسل‌ها

در ادامه‌ی کارگاه، صدقی با اشاره به نمونه‌ای از بازدید گروهی از یک بیمارستان روانی گفت: «در چنین موقعیت‌هایی ممکن است واکنش خنده‌ ما از بیرون ناهنجار به‌نظر برسد اما در واقع خنده‌ای است انسانی؛ چون صادقانه و بی‌قصد تمسخر شکل می‌گیرد.»

او تأکید کرد که صادقانه بازی کردن در زمین اشتباه، همان عاملی است که بسیاری از موقعیت‌های طنز را شکل می‌دهد، از دوربین‌های مخفی گرفته تا فیلم‌هایی که در آنها قهرمان، ناخواسته به دردسر می‌افتد.

صدقی ادامه داد: «هرچه کاراکتر موقعیت را جدی‌تر بگیرد، خنده‌اش برای ما بیشتر می‌شود. چون ما می‌دانیم او در اشتباه است و او نمی‌داند.»

او در این بخش از بحث، تکنیک‌های غافلگیری و جابه‌جایی را توضیح داد و گفت که مخاطب نباید همیشه جلوتر از نویسنده باشد، چون در این صورت دیگر شگفتی و خنده از میان می‌رود.

وی سپس با طرح نمونه‌هایی از طنز موقعیت در زندگی روزمره افزود: «گاه خنده از بدشانسی‌های پیاپی یک شخصیت شکل می‌گیرد، به‌ویژه اگر آن شخصیت خاکستری و دوست‌داشتنی باشد. ما با او همدلی می‌کنیم و در عین حال، از تماشای بدبیاری‌هایش می‌خندیم.»

صدقی در پایان، تضاد را «موتور اصلی طنز» دانست؛ تضاد طبقاتی، فرهنگی یا حتی نسلی. او گفت: «همین تضادهاست که موقعیت می‌سازد. مثل وقتی که نسل گذشته با گوشی‌های هوشمند روبه‌رو می‌شود یا جوان امروزی در میانه‌ی آداب و رسوم قدیمی گرفتار می‌شود. خنده از همین ناهمخوانی‌ها زاده می‌شود.»

کارگاه با مشارکت فعال حاضران، تحلیل نمونه‌ها و لحظاتی پرخنده به پایان رسید؛ جلسه‌ای که نشان داد مهرداد صدقی چطور می‌تواند با چند جمله‌ی دقیق و یک مثال ساده، پیچیده‌ترین فرمول طنز را برای ذهن‌های خلاق بازنویسی کند.

شخصیت‌پردازی طنز، از دل تجربه‌های زندگی روزمره

در یکی از کارگاه‌های دوازدهمین رویداد ملی آموزشی طنز «قلمه»، مهرداد صدقی، نویسنده کتاب آبنبات هل‌دار، با موضوع «شخصیت‌پردازی طنز» به تدریس پرداخت. این کلاس با تمرکز بر طراحی موقعیت‌های طنزآمیز و خلق شخصیت‌های باورپذیر، در فضایی صمیمی و تعاملی برگزار شد.

صدقی در آغاز به اهمیت استفاده از تجربه‌های زیستی شخصی و دیگران در خلق داستان اشاره کرد و گفت: «خاطره‌ی شخصی به‌تنهایی کافی نیست، بلکه باید با الگوها و موقعیت‌های مشترک میان آدم‌ها ترکیب شود تا خنده‌ای طبیعی و قابل‌باور شکل بگیرد.»

او تأکید کرد: «شخصیت‌ها باید به گونه‌ای طراحی شوند که مخاطب بتواند آن‌ها را بشناسد، با آن‌ها هم‌ذات‌پنداری کند و از خلال رفتارشان موقعیت طنز را درک کند.»

این طنزپرداز با اشاره به «الگوهای رفتاری زمانه» گفت: «هر دوره، موج‌ها و رفتارهای خاص خودش را دارد و نویسنده باید آن‌ها را بشناسد. از همین تکرارها و عادت‌های روزمره می‌توان ریتم ساخت و طنز خلق کرد.»

او با ذکر مثال‌هایی از موقعیت‌های آشنا مانند مراسم خانوادگی، خرید، جشن تولد یا روابط روزمره، نشان داد که چگونه می‌توان از دلِ زندگی عادی، موقعیت‌های خنده‌دار و تأمل‌برانگیز بیرون کشید.

در ادامه، صدقی به تفاوت میان شخصیت‌های محبوب و منفور پرداخت و گفت: «گاهی مخاطب از شکست یک شخصیت لذت می‌برد، چون از او خوشش نمی‌آید، اما همچنان او را دنبال می‌کند. این یعنی شخصیت خوب، الزماً سفید یا خاکستری نیست، بلکه باید چندوجهی و واقعی باشد.»

او همچنین نسبت به تکرار کلیشه‌های احساسی مانند «یتیم بودن» یا «دردهای شخصی» در طراحی شخصیت‌ها هشدار داد و بر اهمیت اثرات روانی موقعیت‌ها بر مخاطب تأکید کرد: «اگر در داستان یا فیلم صحنه‌ای از خشونت یا تخریب وجود دارد، باید طوری طراحی شود که احساس منفیِ غیرضروری به مخاطب منتقل نکند.»

در بخش پایانی کارگاه، او به رشد تدریجی شخصیت‌ها در بستر داستان اشاره کرد و گفت: «کاراکتر باید در نقطه‌ای از داستان کاری انجام دهد که از او انتظار نمی‌رفت؛ حرکتی غافلگیرکننده که هم منطقی باشد و هم برای مخاطب رضایت‌بخش.

مثل شخصیتی که ضعیف به‌نظر می‌رسد اما در لحظه‌ای حساس، شجاعانه عمل می‌کند و در ذهن خواننده ماندگار می‌شود.»

این کارگاه با تمرین‌هایی در زمینه بازآفرینی خاطرات شخصی، تحلیل روابط میان شخصیت‌ها و یافتن الگوهای مشترک رفتاری ادامه یافت.

در پایان، مهرداد صدقی تأکید کرد که «طنز، مهندسیِ دقیق احساس و موقعیت است»؛ هنری که از دلِ تجربه‌های واقعی، مشاهده‌ی دقیق و درک درست از انسان‌ها زاده می‌شود.

قلمه از جادوی بیان می‌گوید

«وقتی صدای خودت را کشف می‌کنی، تازه می‌فهمی که «فن بیان» یعنی چه». همین جمله، خلاصه‌ی کارگاه اول «فن بیان و پادکست» بود که با تدریس مهدی فرج‌اللهی در دوازدهمین رویداد ملی آموزشی طنز «قلمه» برگزار شد؛ کارگاهی که از اولین دقیقه‌اش با انرژی و شوخ‌طبعی آغاز شد و تا آخرین جمله‌اش با لبخند و تمرین نفس ادامه پیدا کرد.

فرج‌اللهی که سال‌هاست با رادیو و تولید محتوای صوتی سروکار دارد، کلاس را با یک سؤال ساده شروع کرد: «به نظرتون محتوای صوتی یعنی چی؟» و با همان لحن رادیویی خاصش توضیح داد که «پادکست»، در اصل همان محتوای صوتی منتشرشده در فضای مجازی است؛ محتوایی که می‌تواند دستور پخت سوپ شیر باشد یا گفت‌وگویی درباره فیزیک و فلسفه؛ مهم، کیفیت انتقال معناست.

او گفت پادکست امروز، ادامه‌ی طبیعی رسانه‌ی رادیوست، اما با آزادی و تنوعی بیشتر: «ما دیگر خام‌فروش نیستیم؛ محتوا می‌فروشیم، ایده می‌فروشیم، تجربه می‌فروشیم!» از آموزش‌های صوتی گرفته تا روایت‌های شخصی و طنز، همه و همه می‌توانند در قالب پادکست منتشر شوند و مخاطب خود را پیدا کنند.

در بخش دوم، استاد درباره‌ی «بیان» حرف زد؛ همان چیزی که پایه‌ی تمام ارتباطات انسانی است. او گفت: «خیلی‌ها فکر می‌کنن فن بیان فقط برای مجری‌هاست، در حالی که ما هر روز در حال سخن گفتن و شنیده‌شدنیم.»

از اهمیت درست نفس‌کشیدن و استفاده از دیافراگم گفت، از تمرین‌هایی که گوینده را مثل ورزشکار آماده می‌کند و از اینکه چطور باید «حضور ذهن» را با «حضور صدا» یکی کرد.

فرج‌اللهی با شوخی و مثال، تفاوت بین گفتن و بیان کردن را روشن کرد: «صدا، فقط خروج هوا نیست؛ حامل احساس و معناست. شما اگر بلد باشید درست حرف بزنید، حتی سکوت‌تان هم شنیده می‌شود.»

در ادامه، با اشاره به شاعران و نویسندگان بزرگ، از اهمیت مطالعه و پرورش ذهن سخن گفت: «ذهن باید معطر شود؛ مثل گلاب‌گیری. هر چه بیشتر بخوانی، زیباتر می‌گویی.»

او مثال‌هایی از اکبر اکسیر، منوچهر احترامی و نهج‌البلاغه آورد و نشان داد چطور کلام زیبا، از فکر زیبا برمی‌خیزد.

در پایان، حاضران تمرین‌هایی برای کنترل نفس، وضوح صدا و تلفظ انجام دادند و استاد تأکید کرد: «صدای هرکس، امضای اوست. هیچ‌کس مثل شما نمی‌تواند از صدای خودش استفاده کند. آن را کشف کنید، تقویتش کنید و ازش لذت ببرید.»

کارگاه «فن بیان و پادکست (۱)» با خنده و تمرین نفس تمام شد اما صداهای تازه‌ای در ذهن شرکت‌کنندگان روشن شد؛ صداهایی که شاید فردا در قالب پادکستی تازه، شنیده شوند.

وقتی کلمات موسیقی می‌شوند؛ تجربه‌ای از فن بیان و پادکست

در دومین جلسه‌ی کارگاه «فن بیان و پادکست» در رویداد ملی آموزشی طنز «قلمه»، مهدی فرج‌اللهی، شاعر و مجری باسابقه‌ی رادیو، با بیانی صمیمی و تجربه‌محور، شرکت‌کنندگان را به دنیای صدا، بیان و موسیقی گفتار برد.

او در آغاز توضیح داد که چطور آگاهی از لحن، تکیه و تربیت ذهن و حنجره می‌تواند یک گوینده را از صرفِ «صحبت کردن» به «اثر گذاشتن» برساند.

فرج‌اللهی با مثال‌هایی از شعر فارسی نشان داد که تنها جابه‌جایی تکیه‌ها می‌تواند معنای جمله را دگرگون کند.
او گفت: «اگر بدانیم کجا باید تأکید کنیم، معنا و سرنوشت جمله عوض می‌شود.»

شرکت‌کنندگان با تمرین روی بیت‌هایی از سعدی و مولوی، فراز و فرودهای صدا را در بیان تمرین کردند و دریافتند که هر کلمه‌ می‌تواند حامل احساسی تازه باشد.

در ادامه، استاد به اهمیت «تربیت گوش» اشاره کرد و از شرکت‌کنندگان خواست اپلیکیشن‌های ساده‌ای مثل پیانو یا نرم‌افزارهای تشخیص فرکانس را امتحان کنند تا بتوانند نت‌ها و شدت صدا را بهتر درک کنند.

او تأکید کرد که گوینده‌ی حرفه‌ای باید میان ذهن و حنجره‌ی خود هماهنگی ایجاد کند؛ یعنی حنجره‌اش از ذهنش فرمان بگیرد. بخش دوم جلسه به موضوع ضبط صدا و ساخت پادکست اختصاص داشت.

فرج‌اللهی با معرفی ابزارهای رایگان ضبط و ویرایش صدا گفت: «اگر امکانات زیادی ندارید، نگران نباشید؛ گوشی هوشمند شما می‌تواند نقطه‌ی شروع باشد. مهم کیفیت حضور شما پشت میکروفون است، نه فقط کیفیت میکروفون!»

او تفاوت صدای واقعی و صدای ضبط‌شده را توضیح داد و گفت بسیاری از افراد در ابتدا از شنیدن صدای خودشان تعجب می‌کنند، چون «صدایی که در درونمان می‌شنویم با آنچه دیگران می‌شنوند فرق دارد.» به گفته‌ی او، اولین قدم در مسیر گویندگی این است که با صدای خود دوست شویم.

در پایان، فرج‌اللهی درباره‌ی انتخاب موضوع پادکست‌ها گفت: «پادکستی موفق است که هم برای سازنده‌اش لذت‌بخش باشد و هم برای مخاطبش معنا داشته باشد.»

او شرکت‌کنندگان را تشویق کرد پیش از شروع تولید، نمونه‌های جهانی و ایرانی را بشنوند، قالب‌ها را بشناسند و با خلاقیت خود مسیر تازه‌ای بسازند.

جلسه با گفت‌وگویی گرم و چند تمرین عملی ضبط صدا به پایان رسید؛ تمرین‌هایی که قرار است صدای شرکت‌کنندگان را یک گام به رادیو نزدیک‌تر کند.

پایان

اخبار «قلمه سمنان» را دنبال کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت توسط reCAPTCHA محافظت می‌شود.

دکمه بازگشت به بالا