داستان کوتاهداغ ترین‌ها

تشخیص دقیق زمان با تکنولوژی عجیب

در همان شب اول، تمام ساعت‌های موجود در شهر را دزدید و تلفن‌های مردم را ویروسی کرد تا ساعتشان کار نکند و مطمئن شد که فردا هیچ‌کس از ساعت استفاده نمی‌کند.

تشخیص دقیق زمان با تکنولوژی عجیب

نویسنده: سالار سنچولی

سازمان سری جاسوسی سی آی آی طی تحقیقاتی متوجه شد که مردم ایران در برخی مناطق به تکنولوژی عجیبی دست یافته‌اند که بدون نیاز به ساعت، قادر به تشخیص دقیق زمان هستند و کارهای خود را به‌طور منظم انجام می‌دهند.

از این‌رو، جان خیک، یکی از خبره‌ترین مأموران سازمان، مأمور شد تا برای پی بردن به این قضیه به ایران برود.

جان خیک در ابتدا از مأموریت سر باز زد و به رؤسای سازمان گفت: «الان ایران خیلی گرمه ها!» اما وقتی رؤسا وعده پاداشی کلان دادند، باز هم قبول نکرد. درنهایت، وقتی به او گفتند که اگر قبول نکند، دهانش را سرویس می‌کنند، با کمال میل مأموریت را قبول کرد.

جان خیک قرار شد به یکی از شهرهای جنوبی ایران سفر کند و برای اینکه تابلو نشود، به‌جای هواپیما با اتوبوس سفر کند.

جایتان خالی، پنچر شدن اتوبوس و چاله‌چوله‌های مسیر که جزو تدابیر امنیتی نیروهای ما بودند، حسابی از خجالتش درآمدند. جان خیک با هزار مصیبت بالاخره توانست خودش را به شهر مقصد برساند و در همان شب اول، تمام ساعت‌های موجود در شهر را دزدید و تلفن‌های مردم را ویروسی کرد تا ساعتشان کار نکند و مطمئن شد که فردا هیچ‌کس از ساعت استفاده نمی‌کند.

اما در کمال تعجب، فردای آن روز دید که مردم طبق روال هر روز به کارهای خود می‌پرداختند و اصلاً کسی متوجه ساعت‌ها نبود. جان خیک برای اینکه مطمئن شود، با یکی از اهالی شهر به‌نام مش حسن، ساعت چهار دم سینما قرار گذاشت.

ساعت سه و نیم، جان خیک در حالی که آماده بود که برود سر قرار، یادش آمد که باید گلاب به رویتان برود سرویس و چشمتان روز بد نبیند. همان لحظه آب قطع شد و جان خیک در سرویس گیر کرد و با نیم‌ساعت تأخیر سر قرار حاضر شد.

در حالی که مش حسن سر ساعت در مکان حاضر بود و انتظار او را می‌کشید، جان خیک حسابی گیج شده بود.

چند بار دیگر هم با مش حسن قرار گذاشت، اما هر بار به دلایل مختلفی مثل قطعی برق و ترافیک نمی‌توانست رأس ساعت سر قرار حاضر شود، اما مش حسن همیشه راس ساعت منتظر بود.

در آخر، از فرط خستگی، عصبانیت و کنجکاوی، خود را به نیروهای پلیس معرفی کرد، اما قبلش از مش حسن پرسید: «راز نظم و آن‌تایم بودن شما ایرانی‌ها چیست؟»

مش حسن جواب داد: «عزیز دلم، اداره برق هر روز برای ایجاد نظم در کارهای مردم، طی ساعت مشخصی برق رو قطع می‌کنه و اداره آب هم بعدازظهر آب رو قطع می‌کنه.

بعد هم سر ساعت مشخصی وصل می‌کنه. این‌جوری ما به‌جای ساعت، وقت‌مون را با قطعی و وصلی برق و آب تنظیم می‌کنیم و الان کاملاً آن تایم و دقیقیم.»

جان خیک بعد از پی بردن به قضیه، هزار بار خودش و سازمان را لعنت کرد که چرا این عملیات را قبول کرد و به ایران آمد.

پایان

برای خواندن سایر مطالب اینجا کلیک کنید

سالار سنچولی

طلبه علوم دینی نویسنده و طنز نویس انشالله خدا از نوشته هام راضی باشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت توسط reCAPTCHA محافظت می‌شود.

دکمه بازگشت به بالا